عورانی

عورانی

وبلاگ رسمی امیر معصومی/آمونیاک
عورانی

عورانی

وبلاگ رسمی امیر معصومی/آمونیاک

" مبادا عشق "

خانه تکانی ت تمام شد؟!
حالا پنجره هایت را ببند،
می خواهم بروم ایوان
پیراهنم را بتکانم...
مبادا شمیم عطرش
اراده ی نیامدنت را
سست کند؟!
....
مبادا عشق !
مبادا دلتنگی !


امیر آمونیاک/ معصومی
اسفند ماه نود و دو

" اردی / بهشت "

بهارم که تو باشی
من اُردی/بهشتی می شوم
ازشکوفه های بوسه ات...
قرارمان تیر/رس چشم ها...
برای چیدن لب هایت می آیم

پی نوشت: 
معشوقِ جان به بهار آغشته ی من
چه تعبیر ها که به تمثیل درمی آیند..!!!


امیر آمونیاک/معصومی

فروردین نود و سه

" شناسنامه "

نام:امیر
نام پدر:صادق
شماره شناسنامه: "1376"....

"از من که گذشت
از این بهار هم بگذرد
یک هزارمین / بوسه ی تو را احتکار خواهم کرد
برای
سی صد/ه ی دیگر
که
هفت /هزار ساله می شویم
شش/ جان گرانتر
ناز لبت /م خریدار خواهد داشت..."

***
تاریخ تولد: یک هزارو سیصد و پنجاه و هفتمین چشمکِ ستاره ی ناهید..!

امیر آمونیاک/معصومی

فروردین نود و سه

" محکوم به اقدام "

مجرمی به حمل مخدرِ کریستالیِ چشمانت،
محکوم به اقدام میشوی : ...!
بوسه در ملاء عام !

امیر آمونیاک / معصومی 
اردیبهشت نود و سه

" سوژه "


کاش شاعر بودم
تا تو را شبیه می کردم به
باران، باده، بوسه …

یا نقاش بودم
طرح می زدم
پرتره ات را به روی ساحل

چشمانت را روی آیینه
گیسوانت را بر باد
با گل و گلاب قمصر…
خطاط هم نیستم
شکسته بنویسم نستعلیق قدمت را به وقت رفتن!
یا نگار گر
که تذهیب بگیرم قاب تن ت را!

جانم که تو باشی!

روزگاری عکاس بودم…
پیش از آنکه 
رخسار تو بر ماه بیافتد
سایه ات بر خورشید
نگاهت به دریای مرمر
پیراهنت بر نسیم مدیترانه
دامنت بر جنگل های ایران
نفست بر کویر مصر…
این روزها 
از کار بیکار کرده ای مرا
از بس سوژه ات تکرار زندگی است!

امیر آمونیاک/معصومی
فروردین نود و سه